شوکران

سه گانی سپید
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ٢٠ اسفند ۱۳٩۳
 

سه گانی سپید

لبخند عشق

لبخند زد عشق
گل پرپر شد!
چکید شبنم از دیده ی خار!

هبوط عشق

قدم می زنم با ستاره ها
در میان تعظیم فرشتگان
چه زیباست هبوط عشق!

"ೋ مسلخ عشق

هزارنصیحت گل نشنید پروانه
سوخت به نیرنگ شمع
جانی نیاسود ازخنجرباد!
مسعود شریفی نجف آبادی 
منتشر شده در سایت شعر نو1393/12/15

 
 
مرا ببوس
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳٩۳
 

مرا ببوس


با چشمانی بازدر سحرگاهان


بگذاربا نگاهی در آن دوچشم مستت


پرده ازاسراربرگیرم


که چه آسان است


عاشق شدن


وچه سخت است


عاشق ماندن


واین دو ازهم بسیاردورند!


مسعود شریفی نجف آبادی اسفند92

Flowers, nature, close-up wallpaper
Flowers, flowers, nature photos, daisies wallpaper
spring flowers wallpaper
Field, poppies, red daisies, plants, flowers, sky, clouds wallpaper
Meadow, field, poppies, daisies, flowers, grass, summer, nature wallpaper
Poppies, flowers, red, field, meadow, nature wallpaper
Poppies, flowers, field, red, scarlet, pink, bright petals, stems, meadow, field, summer, sun wallpaper
Monochrome, cherry, girl, jacket, umbrella, bird, petals, flowers, monochrome, red wallpaper
Rose, flower, red wallpaper
rose, red, bright flowers wallpaper
rose petals, cherries, cherry, close up, branch, spring flowers, tender wallpaper
Sea of spring flowers wallpaper
Spring Bee wallpaper
Spring Flowers wallpaper

 
 
معحزه رنگ و یک سه گانی!
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ٤ بهمن ۱۳٩۳
 
 
شیدا

هستی ام چه عاقل بود

مست ازلبت نوشید

شد عاشق هست و بود

پ.ن

(1)
"مستی عشق تو را چند نهان باید داشت

بشنود گو همه کس بوی شراب از دهنم"( فروغی بسطامی)

(2)

"مستی امروز من ، نیست چو مستی دوش

می‌نکنی باورم ، کاسه بگیر و بنوش

غرق شدم در شراب ، عقل مرا برد آب

گفت خرد الوداع ، بازنیایم به هوش

عقل و خرد در جنون ، رفت ز دنیا برون

چونک ز سر رفت دیگ ، چونک ز حد رفت جوش" (مولوی)



با تشکر فراوان از استاد سرکار خانم صدیقه محمد جانی
بخاطر ویرایش و باز سرود این سه گانی که به آن "وزن" و"آهنگ" و اعتبار دوچندان بخشیدند.

مسعود شریفی نجف آبادی
 
1393/08/17
و اما در مورد عکسهای ذیل باید بگم همشون در اندازه های بزرگ هستند .توصیه میکنم ذخیره کنید و بعد ببینید!

 
City, sky, night, fireworks, explosions, smoke, beach, coast, people crowd wallpaper
Monarch butterfly on the flower wallpaper
Butterfly on yellow flower wallpaper
Tiger butterfly wallpaper
TIGER BUTTERFLY wallpaper
Tiger Swallowtail Butterfly wallpaper
EASTERN TIGER SWALLOWTAIL BUTTERFLY wallpaper
EASTERN-TIGER-SWALLOWTAIL wallpaper
Tiger-Swallowtail-Butterfly & Pink D... wallpaper
*** Dark butterfly on pink flower *** wallpaper
Butterfly on red flower wallpaper
Butterfly on a flower wallpaper
Butterfly on red flower wallpaper
Butterflies on Flowers wallpaper
Monarch butterfly on a flower wallpaper
Butterfly in Red Flower wallpaper
Butterfly on flower. wallpaper
Butterfly on orange flower wallpaper
Blue butterfly on a flower wallpaper
BUTTERFLY ON FLOWER wallpaper
Blue butterfly wallpaper

Blue Butterfly wallpaper
Butterfly on flower wallpaper
Butterfly n Hibiscuse. jpg, Butterfly in a Flower wallpaper
Butterfly on flower wallpaper
Butterfly on Flowers wallpaper
Music Butterfly Flower wallpaper
Butterfly, flower, wings, background wallpaper
Butterfly Flower. jpg wallpaper
Butterfly on flower wallpaper
Butterfly, flower, purple, yellow, black wallpaper
cute butterfly on yellow flower wallpaper
Butterfly, flower, purple, yellow, black wallpaper
Macro, butterflies, flowers, thorns, wings wallpaper

 
 
سقوط و چند نقاشی رنگ و روغن!
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ٢٤ آبان ۱۳٩۳
 

من درآستانه فصل سرد

در خیال دیدن بهار

در پاییزی ترین لحظات حیات

دل باختم

و

  کودکانه

درآغوش "مهر"

سرمست از لالایی عشق

به خواب رفتم

وهرگز ندانستم


چگونه از سر شاخه

سقوط کردم!

1392/7/5

 مسعود شریفی نجف آبادی

 

 

 


 
 
برزخ دل
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳٩۳
 

"برزخ دل"

 

در برزخِ



ماندن و رفتن،



دلتنگی دل



بهانه خوبی ست!



اما تو بگو!



من دلتنگ چه باشم



وقتی که دستهایت



آغشته است



به خون جگرم!؟

مسعود شریفی نجف آبادی

فروردین 93

 


 
 
مرا ببوس
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۸ تیر ۱۳٩۳
 

مرا ببوس

 

 

با چشمانی بازدر سحرگاهان

 

 

بگذاربا نگاهی در آن دوچشم مستت

 

 

پرده ازاسرار

 

 

برگیرم

 

 

که چه آسان است

 

 

عاشق شدن

 

 

وچه سخت است

 

 

عاشق ماندن

 

 

واین دو ازهم، بسیاردورند!

 

 



مسعود شریفی نجف آبادی


 
 
سوال ازلی
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ٢٧ خرداد ۱۳٩۳
 

 

 

سوال ازلی

 

آنگاه

 
که درندگان


زفرومایگانِ


"زر و زور و تزویر"


شرافتی


ابدی


یافتند!


دیگر


"بودن یا نبودن"


مسئله ای


نیست


"چگونه زیستن"،


"چگونه مردن"،


این است


سوال


ازلی!

مسعود شریفی نجف آبادی


 
 
خرد
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ خرداد ۱۳٩۳
 

"خرد"

 

چه می جویی

ای که خود را

درخویش گم کرده ای!

دل راچراغی کن و به ظلمت بیاویز

وبا من بیا

شاید تورا

درعطر دلاویز گلی

یا در تلنگر خاری

پیدا کنیم!

 

مسعود شریفی نجف آبادی

پ .ن


"در قرآن به سه نوع نفس اشاره شده :

1- نفس امارّة: که همواره انسان را به بدى ها فرمان مى دهد و اگر با

 خرد وایمان مهار نشود، انسان را به سقوط و تباهى مى کشاند. در قرآن

  مى خوانیم: «انّ النّفس لامّارة بالسوء الاّ ما رحم ربّى»


  این نفس، آنقدر خواهش و خواسته خود را تکرار مى کند تا انسان را

 گرفتار سازد. حضرت على علیه السلام مى فرماید: نفس امّارة همچون

  فرد منافق تملّق انسان را مىگوید و در قالب دوست جلوه مى کند تا بر

 انسان مسلّط شود و او را به مراحل بعد وارد کند.


2- نفس لوّامة: که در این سوره (قیامت) آمده است و شاید مراد از آن،

  همان وجدان اخلاقى باشد. حالتی که انسان ، هم در دنیا خود را

 ملامت مىکند و هم در آخرت. این ملامتها، همان ندامت و پشیمانى

 است که مىتواند مقدّمه توبه باشد


3- نفس مطمئنّة: که در اثر نماز و یاد خدا حاصل مى شود و انسان به

 آرامش و اطمینان دست پیدا مىکند. قرآن کریم مى فرماید:


  اقم الصّلاة لذکرى : نماز را به پادار تا به یاد من برسى


  و در جاى دیگر مى فرماید:


  الا بذکر اللّه تطمئنّ القلوب: آگاه باشید که با یاد خداوند دلها اطمینان   و

 آرامش پیدا مى کنند.


  انسان مطمئن، از مرگ نمى هراسد، مشتاق شهادت است، به زرق و

 برق ها و جلوه هاى دنیا بی اعتنا است و به مقدّرات الهى همواره

 راضى است"

  با توجه به آنچه که گفته شد این سروده در حقیقت محاوره و گفتگوی

 درونی خود شاعر است و متکلم آن خرد و مخاطب آن نفس اماره است


 
 
درنگ
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٦ خرداد ۱۳٩۳
 

"درنگ"


چقدر دیر است

 

اندیشیدن


 وقتی که در تارهای


نیرنگ وفریب


به دام


افتاده است


پروانه !

 مسعود شریفی نجف آبادی


 
 
هیچستان
نویسنده : مسعود شریفی نجف آبادی - ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱٤ خرداد ۱۳٩۳
 

هیچستان

 

چیزعجیبی ست


همه از رفتن می گویند!


نماندن!


دورشدن!


از خود، از همه!


و اینجا


در هیچستان


در مسلخ کویر ذهنم


خبری ازهیچ نیست!


وچه سوزان است


این آفتاب!


وچه تشنه ام!


وچه می تابد بر من


این عقل مصلحت اندیش


وتو ببین! چه ساده ام!


یک سراب


یک ابر


همه ی آرزوهای من است!

 

مسعود شریفی نجف آبادی آذر ماه 92